تبليغاتX
قلمدان

چند شب پیش، به اتفاق خانواده به سینما آزادی رفتم. رفتن به این سینما -که برخی معتقدند از مدرن ترین سینماهای منطقه است- و بعد صحبت با یکی از دوستان من را تشویق کرد، مطلبی بنویسم. البته من هم مثل هر کس دیگری وقتی می بینم شهرداری تهران بی وقفه و علیرغم همه مشکلات در حال تلاش و سازندگی است و هر روز پروژه جدیدی را که بعضاً سالها مسکوت مانده، افتتاح می کند، شاد می شوم. اما الان قصد ندارم در مورد شهرداری و عملکردش بحثی داشته باشم.

سخنی که مایلم در مورد آن همفکری داشته باشیم، موضوع همیشگی ارتباط قالب و محتواست. موضوعی که فکر کنم هر چی در موردش بحث بشه باز هم کمِه. خدا بیامرزد پستمن، جامعه شناس آمریکایی را که در این موضوع در یکی از آخرین کتابهایش که گمان نمی کنم به این زودی ترجمه شود- حرفهای بسیار تامل برانگیزی زد. از مقدمات می کاهم. به این چند تا نکته فکر کنید و نظرتان را بگویید:

1- به نظر می رسد، قالبها و ساختارهای مدرن جامعه ما به مرور محتوای خاصی را تحمیل فضای فرهنگی می کند. رسانه های تصویری، اینترنت، ژورنالیسم و هر ساختمان فیزیکی مدرنی که در آن کاری فرهنگی انجام می شود را تصور کنید. کمابیش این مساله در همه موارد صادق است. جای دور نرویم. به دانشگاهها نگاه کنید: چه می خواهیم و چه می شود؟!

2- معمولاً اصلی ترین شاخصه توسعه فرهنگی، توسعه کمّی فضاهای فرهنگی بیان می گردد. به نظر من این شاخص درست است. برای کسی که به دنبال مدرنیزاسیون است، توسعه فضاهای فرهنگی مدرن، خودبخود منظورش را تحصیل می کند. بله هر کسی با اندکی تامل در می یابد که در سینما می توان فیلم نشان داد. اگر سینما ساختی نمی توانی در آن تعزیه نشان دهی. بین سینما و فیلم و مدرسه فیلمسازی و... ارتباطی ارگانیک وجود دارد.

3- اگر به دنبال حرکت فرهنگی دیگری هستیم، ساخت و ساز مدرن، هرچند شاید یک جزء مفید باشد ولی هیچگاه ما را به مقاصد فرهنگی خود نمی رساند. دقت کنیم، در سینماها و تئاترها و ... چقدر محصول فرهنگی نسبتاً مطلوب تولید می گردد؟ فرهنگ را باید با اکثریتها شناخت نه با اقلیتها! فرهنگ حاکم بر کتاب با فرهنگ حاکم بر نشریات تفاوت دارد و این هر دو با سینما و هر سه با اینترنت و...

4- باید برای هزینه های فرهنگی کمال دقت را کرد تا فریب شاخصهای متعارف را نخورد و هزینه های کلان برای ظرفیت سازیهایی نکرد که از قبل معلوم است باید چگونه پر شود. هزینه کردن در بخشهای تولیدی فرهنگ، با هر منطقی سازگارتر است و برای کسانی که دیدگاههای خاص دارند، امکان تاثیرگذاری واقعی را فراهم می کند.

5- امیدوارم از این مطلب سوء استفاده سیاسی نشود. همانطور که گفتم من عملکرد شهرداری را تحسین می کنم (عملکرد بهتر از عمل نَکرد است و رفتن نصف، بهتر از هیچ جا رفتن) فقط خواستم اندیشه ای را به اقتراح بگذارم. والسلام   

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1387/02/04ساعت 11:22  توسط سید مهدی ناظمی  |